نميدونم چم شده اصلا هيچ حسي ندارم

هيچكاري دلم نميخواد

ديگه حتي نت اومدن هم شادم نميكنه

فقط ميخام وقتمو يه جور پر كنم كه فكر نكنم

بخوابم كه فكر نكنم

فيلمهاي چرت ببينم كه فكر نكنم

بيرون برم كه فكرنكنم

اصلا چيزي براي فكر كردن ندارم

پي اس1:احتمال زياد والدين گرامي فردا راهي تهران ميشن!

به من اصرار كردم كه برم و حتي تهديد كردند اگه من نرم اونا هم نميرن كه باز من راضي نشدم

باباجان تهديد كرده تا عيد حتي 1000 تومن هم به ما نميدهد

و ما شرط گذاشتيم بگذارد كه ما رانندگي كنيم و ايشان قبول نكردند!!!

از انطرف خواهرمان اصرار ميكند ما برويم ولي چه كنيم دلمان تنگ نشده

من و خواهرم اصلا رابطه نزديكي نداريم

تو 2فاز مختلفيم

اون شبيه بابامه من شبيه مامان و چون اين دو بعد 35 سال زندگي مشترك هنوز به تفاهم نرسيدند ماهم نميرسيم!

پي اس2:حالا ما خيلي حالمان خوب بود فيلم زن دوم سيروس الوند رو هم ديديم

كلي سوراخ و عيب داشت

فيلم نداشتم همينجوري اينو ديدم

ما ديروز هم باغ فردوس5 بعدازظهر را ديديم

پي اس3:ما حالمان بيخودي گند اشت

پي اس4:اميدواريم اين قبض كوفتي تل جمعه بيايد