كار برعكس دنيا:

اين جمله هميشه مصداق داره،وقتي تو يكيو ميخواي ااون تو رو نميخواد،يكي تورو بخواد تو اونو نميخواي واگه هردوهمو بخواين به رسم دنيا به هم نميرسيد!!!

حالا حكايت منه،يه مدت طولاني خودمو فداي كسايي ميكردم كه اينگار منو نميخواستن و حالا بعد 2 سال تصميم گرفتم با خودم باشم و ديگه دنبال كسي نباشم اون وقت يكي كه مورد خوبي هم محسوب ميشه ولم نميكنه

نميدونم چه مرگمه!شرايطش خوبه و ميخواد ازدواج كنيم فوق ليسانس عمران با درامد خوب ولي چكار كنم و قيافه و منشش به دلم ننشسته نميدونم چي

از مرد اينده ام تصوير چنان بالايي ندارم و توقعي ندارم.ادم در صورتي بايد توقع زيادي داشته باشه كه خودشم خيلي بالا باشه ولي نميودونم چمه

من خيلي به الهامي كه به دلم ميشه اعتقاد دارم ولي اينو از همون لحظه اول پشيمون شدم فقط كلي هزينه رو دستم گزاشته كه اصلا حوصله پيامداشو ندارم

اولين يادگاري

اين اولين باريه كه تو يه وبلاگ مينويسم تا شايد يكي ديگه هم اونو بخونه.

شايدم نميخوام اصلا كسي اونو بخونه!فقط واسه خودم مينويسم واسه دل تنگ خودم

حرفام تكراريه و فقط دلم گرفت از اين همه تنهايي

دوستي ندارم كه بخوام خوشحال بشم كه اون بخونه

شايد براي خيليا عجيب باشه كه من شاد و پرانرژي اينقدر دلم تنگ باشه

احساس زيادي بودن ميكنم

هيچكي منو نميخواد انگار اشتباهي به اين دنيا اومدم

شايد خدا هم مث ادما اشتباه ميكنه

يعني اونم پشيمون ميشه؟