مهاجرت

و اين جوري بود كه مجبور به مهاجرت شديم

از اين خونه قديمي و دوست داشتني

هنوزم گهگاهي ميام و بهش سر ميزنم و گرد و غبارشو پاك ميكنم

نميزارم تار عنكبوت بگيره

ولي به يه خونه شيك و مدرن اسباب كشي كردم

باشد كه رستگار شويم.

نيازمندي ها

به شدت نيازمند يه جفت دست مردانه قوي و گرم هستيم تا از نوك انگشتان پايمان را تا نوك انگشتان دستمان را ماساژ دهد و زير لب شعر بخواند و هر از چند گاهي قربون صدقه مان برود

استخوان هاي بدنمان درد ميكند.



پي اس:عرشيا داره ميره اول ابتدايي،تو سك سك از اين بازي ها بود كه بايد براش داستان ميساخت،توش كبوتر داشت،اقا موقع انشا گفتنشون براي اينكه لفظ قلم و رسمي بگه ميگه كباتر!!!!!!!!!!!

پي اس:3 روزه اينجاست و از ديشب اعلام كرده چون من ميخواستم جمعه اتاقمو تغيير دكور بدم 5 روز اينجا خواهد موند!!!!!!

نيست كم شيطوني ميكنه مامانم واسه اينكه شرو بكنه امروز بدون حضور من تغيير دكور داد

عشق اين بچه دكور ريختن  واسه وسايل خونه است!!!!!!!


سوپرايز

سر صبح يه sms واسم مياد

"زاد روز نواختن ترانه زندگيتان مبارك.شاد،پيروز و سربلند باشيد"

عمرا حدس بزنيد كي اينو واسم فرستاده؟؟؟

يه خرده فكر كنيد

.

.

.

مهندس؟!

نه اشتباه فكر كردين اون در اين جور چيزا آلزايمر مزمن داره

ديگه كي؟؟؟؟

.

.

.

نميدونيد؟؟؟

بگم؟بگم؟

(من ا.ن نيستما!!!)

خب ميگم

روابط عمومي بانك،اداره امور شعب!!!!

هنوز تو شوك و در اوردن اينكه اين پيام ها رو با شماره ثابت كي ميفرسته بوديم كه يه پيام ديگه رسيد:

مشترك گرامي

(با خودم گفتم خاك تو سرم ميخاد موبايلم قطع شه،پولش زياد اومده حتما!!)

تولدتان مبارك

همراه اول همراه در شادي هاي شما

كلا هنگ كردم!!!

احتمالا ادم مهمي بودم و خودم نميدونستم!!!!!!!!


پي اس:از تمام دوستان عزيزي كه تلفني و اس ام اس و حضوري و غيابي  و كامنتي ياد من بودن و تولدمو تبريك گفتن كمال تشكر را دارم باشد برايشان در شاديهايشان جبران كنيم!

پي اس:به عنوان يه دختر 25 ساله هيچ ارزويي ندارم.خواسته دارما ولي برام مهم نيست

قبلانا ارزو داتما الان ديگه هيچي واسم جذاب نيس

ديونگيم خوب نشده اخه

فردا

و بيست و پنج سال پيش در چنين روزي يك عدد مرجانِ 2 كيلو و 800 گرمي در مشهد به دنيا امد.

پيشاپيش به مامانم خسته نباشيد ميگويم!!!!!!!!!

دلتنگي

گوشيمو ورميدارم و مينويسم

"خيلي دلم گرفته"

توي ليستمو نگاه ميكنم؟

كسي نيس كه روم بشه دلتنگيمو باهاش قسمت كنم

پاكش ميكنم و گوشي رو دوباره ميزارم تو جيبم.


پي اس:دمغ بودم و همكارام سر به سرم ميزاشتن تا حالم سر جا بياد

هندزفري ميزارم تو گوشم

همكارم مياد طرفم و سرمو ميزاره رو شونه اش و بازومو ميماله

چاووشي ميخونه:"بي دوست ،زندگي،مرگ از تو بهتره"

چشام پر اشك ميشه

پا ميشم ميرم حياط پشتي و گريه ميكنم

همكار حامله ام مياد اونقدر حرفاي بي تربيتي خنده دار ميزنه كه غش غش ميخندم

بعدشم از رييس اجازه ميگيريم و جيم ميشيم تا سيسموني بخريم و افسردگي من بهتر شه

اون چند دقيقه اي كه توي بغل همكارم بودم بعد مدتها فوق العاده ارامش داشتم

هميشه فكر ميكردم فقط اغوش يك مرد اينقدر اروم كننده است

ريحان كه در اين مواقع مسخره بازي در مياره و ميره رو اعصابم

خدا روشكر بابت همكاراي خوبي كه دارم

مرسي هدا جونم

ترحم

كلا بويي از غرور و صبر و خويشتن داري نبردم

از بالا كه به خودم نگاه ميكنم دلم واسه خودم ميسوزه يه  نوع ترحم كه ادم نسبت به يه ادم عقب افتاده ذهني داره

اين جمعه هاي لعنتي

نميدونم چرا اكثر عصر جمعه ها تنهام

دلم عادت كرده از پنجشنبه ها شروع كنه به بهونه گيري

زار ميزنم

اخرين sms اش روي صفحه گوشيمه

دماغمو ميكشم بالا

هركاري ميشد كردم نشد خب،چيكار كنم؟!

ديونه ام احمقم خرم  عقده اي ام يا هر كوفت ديگه اي

چيكار كنم!برم به جهنم



درددل و غر غر

انرژي منفيت زياده

ديرو خبر بدي شنيدي داغوني

صب براي معدود دفعات اصلا حوصله همكاراتو نداري

خسته و كوفته اي

مشتري زياده

بعد يه مطلب جديد

كاشف به عمل مياد كه چاقه متاهله!!!!!

بتركه

پس چرا چشم منو در مياره؟!!!!!!!

حالا اوايل كه من اينا رو ميديدم به همكارم ميگفتم لاغره زياد به خودش نميرسه ساده است

ولي چاقه وضعش خوبه

ساعتي كه ميبنده گرون قيمته

مرده شور فك كنم ساعتو سر عقد بهش  دادن!!!!!!!!!!!!

نميدونم چرا حلقه نميندازه

از اون جايي كه من به شدت هر چه تمام تر دماغ لاغره رو سوزوندم و الان لاغره فرت و فرت لباس تازه ميپوشه فكر كنم زير سر اين يكي هم بلند شده

خاك تو  سرم الكي پروندمش:)

زنگيدم به ريحان كه خبر اين كشف مهم رو بهش بدم

صداش انگار گريه كرده

ميگم چي شده

نميگه

كلي اصرار ميكنم

و بعد ميفهمم اين داداش منم يه چند تا تخته اش كمه ها

بي شعوره به خدا

خيلي بد بينه

معاونمون هم مث چي كننارم نشسته و نيتونم زياد با تلفن بانك حرف بزنم

سرم درد ميگيره

تو راه هميچين چشام پر اشك بود كه به زور جلوي ريختنشو ميگرفتم

نميدونم باز چه مرگم شده بود

قفسه سينه ام درد ميكرد

اومدم خونه و گريه كردم و خوابيدم

صداي گوشي مامانم مي اومد

محل نداد

ول نميكرد

بالاخره پا ميشم ميبينم خالمه كه قرار شام اينجا باشن

ميگه زنگ زديم درو باز نكردي

ميرم لباس عوض كنم تا بيان

همكارام پيش پيش واسم كادو تولد گرفته يه تاپ و شلوار مشكي

ميام شلوارو بپوشم

تنگه

زيپش در ميره

حالا خيلي اعصاب داشتم حرص ميخورم

در عرض همون چند دقيقه كه مامان از نونوايي بيان

خاله هاي گرامي بنده رو مورد عنايت قرار دادند

كلا از نظر اون ها كه من اصلا دختر مناسبي نيستم

چون نسبت به خواهرم اصلا خونه دار نيستم

انگار با يه دختر به درد نخور روبه رو شده اند كه فقط ميخوابه!!!!

اين خالمو خيلي دوس داشتم ولي روز به روز عقايدش مسخره تر ميشه

در همون چند دقيقه در مورد اينكه من ولخرجم و با وجود اينكه يه ساله ميرم سركار عرضه نداشتم ماشين بخرم حرف زدند

حوصلشونو ندارم

تو اشپز خونه ان حال ندارم برم

سرم درد ميكنه

اعصابم كش اومده

نگران ريحانه ام

داداشمو ميشناسم

اخرش كلافه اش ميكنه

سرم بامب بامب ميكنه

الان احساس يه ادم عوضي و به درد نخور رو دارم

توي بانك سه تا مجرديم

يكي كه با دوس پسرش در حد نامزد هستن

اون يكي سفيده و خيلي جديه و خيلي با اعتماد به نفس كاذب و ديونه كننده كه ادمو به مرز جنون ميرسونه

زيبا نيس

پارسال يكي از مشتريا واسه پسرش اومد خواستگاري

تصور كنيد رفته بود كه يه ربع تو ماشين باهم حرف بزنن

در مورد چي حرف زده باشه خوبه؟!!!

جان من حدس بزنيد؟

خدا از نظر شما چه جوريه؟

پسر به اون خوش تيپي و خانواده داري رو پروند!!!!!

حالا جالبش اينه كه قبل از اينكه با پسره حرف بزنه داد كل سابقه اشو در بيارن

ميگه ما رسم نداريم كه خواستگار بياد و برگرده

اومد بايد عقد كنه!!!!!!!

ميگم كجا بايد همو بشناسيد؟

چند وقت پيش يكي از مشترياش واسطه شد و پسره كه با لاغره توي بانك كار ميكنه  و بعد ها لاغره گفت كه اونم به شعبه مركزي منتقل شده(خواستگاره هم شعبه مركزي بوده) اومد خواستگاري

پسره الكي اومد بانك ما كه چك نقد كنه

حالا قراره رنگ شورت اين يكي هم پيدا كنه و بعد ببينه چي ميخاد

امروز اخر وقت يه پسره با پدرش اومد پيش رييس

پسره سر به زير نشست و پدره با رييس حرف زد

مشكوك نبود

معمولا واسه وام ميان

بعد معلوم شد بابائه مشتري اين همكارمه و اومده به رييس گفته تا ازش خواستگاري كنه!!!!!!

حالا بماند دختره خودش تو عروسي ها با روسري ميمونه گير داده چرا پسره پيرهنش رو شلوار بوده!!!!!

ولي كلا ميگم احتمالا من از نظر ديگران اسگول هستم كه همش نيشم بازه!!!!

والا به خدا

اصلا بحث ازدواج نيس

چون هنوز با خاطره ام دست به يقه ام

ولي ميگم چرا من از نظر بقيه مقبول نيستم

رفتار من برخلاف عرف و وقاره؟!

بحث قيافه است؟

بحث چيه؟؟؟

همكارام ميگن رفتار اون بزرگتر پسند و كوچكتر ناپسنده و تو برعس

ولي پسرايي ه من باهاشون اشنا شدم همشون دنبال چيز ديگه اي بودن

خوش برخورد بودن و خنده رو بودن من يعني نشون دهنده اينه كه من كرم دارم؟

عقلم پاره سنگ بر ميداره؟

چرا من اينقدر شاسگولم؟

جدي بايد يه خرده باز نگري كنم

حتما ايراد از منه كه اونم نخواست بمونه

بايد بگردم دنبال علت

خريت

تو وبلاگ زكريا يه جمله خوندم :" محلی که همیشه با عشقتان در آن قرار می گذاشتید" و بعد به خودم گفتم خاك تو سرت،عاشق شدنتم مث خودت مسخره است مث بچه دبيرستانيايي

واقعا خجالت نميكشي ؟مگه چقدر ازش خاطره داري كه اينجور مث خر تو گل گير كردي؟

يعني واقعا ادم به خريت خودم نديدم

بدتر از اون اينه كه به خر بودنم ادامه ميدم ها

آي حرص داره اين موضوع

موجود حال به هم زني شده ام

بانك نمونه

تا حالا بانكي روديدين كه كارمندا واسه رييس و خودشون نيمرو درست كنن و خيار و گوجه بخرن و رييس هم دوغ و چيپس و پفك بخره؟

تا حالا بانكي رو ديدين كه رييسش و دو تاكارمنداش با كامپيوتر پاسور و اسپايدر بازي كنن؟!

تا حالا بانكي رو ديدين كه رييسش و كارمنداش بشينن و در مورد زندگيشون حرف بزنن؟

تا حالا بانكي رو ديدين كه رييس و كارمنداش واسه ديدن فوتبال زودتر از موقع مقرر كشيك درو ببند و فلنگ ببندن؟!!!

حالا ببينيد!!!!!!

بزنم به تخته كه خودمو چشم نكنم با اين بانك و رييسش

يك عدد مرجان سر تق از خستگي هلاك شده و چشم قرمز از بي خوابي مث چي چسبيده به اينجا  و ول كن معامله نيس

عرضم به حضورتون كه داداش جانمان در مهندسي شيمي شده اند 107 و در مهندسي دارو سازي 39

ان وقت وقتي در عرض ايكي ثانيه (شما بخون يه ربع )با اون وضع كوفتي سازمان سنجش رتبه در مياري واسش و بعد كه دوباره بهش ميزنگي اقا دو قورت و نيمش باقيه و فحش و ليچار بارت ميكنه كه چرا وسط اين حرف من فلان حرفو زدي چون اقا اعصابشون خورده كه چرا زير 50 نشده!!!!

رو رو برم هي!!!!!

همكارم بهم ميگه خيلي خري به خدا

چون بنده عينهو سيب زميني واسه اينكه كيف اقا خراب نشده اون گوشي خراب شده رو روش قطع نكردم و كلي هم ازش تعريف كرديم كه تو تكي با اين رتبه ات!!!!!!

مرده شور اين هدفمند كردن يارانه ها رو ببرن كه مارو اسير كرده

امروز در وقت اضافه كوفتي يه بچه گربه اومد تو بانك

بوي تن ماهي ميل فرموده شده به مشامش خورده بود گويا

مغازه دارهاي اطراف هي ميخنديدن

اخر سر معاونمونو راضي كردم و يه ليوان يه بار مصرف رو بريدم و توش شير ريختم و گذاشتم دم در

نگو اين مغازه دارها كرم دارن

تو گوشيشون صداي گربه دارن و وقتي پخش ميكنند اين بچه گربهه دنبال صدا ميگرده و فكر ميكنه اون يكي بچه گربهه است كه گم شده

از فردا كه اين بچه گربهه راه به راه اومد تو بانك و بعضي وقتا تو بانك جا موند و اژير رو به صدا در اورد به من هيچ ربطي نداره

از الان گفته باشم

رييسم منو ميكشه