عادي مثل زندگي
يه چيزايي ميخواستم بگم ولي حس نوشتن ندارم باشه بعد
+
نوشته شده در شانزدهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 1 توسط مرجان |
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آبان ۱۴۰۰
اردیبهشت ۱۴۰۰
دی ۱۳۹۹
آذر ۱۳۹۹
آبان ۱۳۹۹
مهر ۱۳۹۹
فروردین ۱۳۹۹
مرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
پیوندها
اتاق شماره من-سلمان
من ديگر-يگانه
براي چشمهاي تو-الهام
عمو بهرام
سيد ابراهيم نبوي
حرفايي براي نگفتن-نسرين
يادداشتهاي...-سپهر
ابلهي كه همه چيز ميدانست-امير
پاك نويسي از چرك نويس هاي من-مرجان
صحبت هايي با پوي پا-كيهان
داستان هاي كوتاه من-بهزاد
بچه فني-عباس
شيمودا
مينويسم براي روزي كه تو بخواني-نسرين
قلب سبز من-شيما
ساسوشا
نيم نما-روزنامه صبح وب
دست نوشته هاي يك كودك فهيم
گوريل فهيم
الاغي كه يونجه را ميفهمد
دست نوشته-ايوب
نسيم صبح-رويا
پرنده گمشده
ابراهيم رها -سر كوچه
يادداشت هاي يك گلابي
بانو
يك مهندس خسته
گفت و چاي
گوسفند آرمان گرا
نبيني باختي
اسپايدرمرد
سلمان
Mavi Yildiz
حس خوبی زندگی
دیفال مستراح
my view
سه روز پیش
روزگار خانم شین
یک سرخپوست خوب
دریافت کد آمارگیر سایت
BLOGFA.COM