ريست مزمن
من نميدونم اين چه مرضيه كه من دارم
خودم چون هر چند وقت يكبار ريست ميشم و كل بديهاي و اشتباهات و اتفاقات و ماجراها و حرفها رو فراموش ميكنم و دوس دارم از اول شروع كنم فكر ميكنم ديگران هم همينطورن
و اينطور ميشه كه من بعد از هر حموم به خصوص در عصر جمعه بايد روي تختم دراز بكشم و ماجرا رو واسه خودم تعريف كنم تا دوباره بهونه گيري نكنم و دلتنگ نشم و توقع نداشته باشم كه چي ميشه مگه،دوباره شروع كنيم؟!!!!
+ نوشته شده در سی و یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 16 توسط مرجان
|