چرا
چقدر خودمو كم ميشناسم
چقدر باعث ازار ديگران ميشم
چقدر بعضي وقتا بچه ميشم
چقدر بعضي وقتا بد ميشم
چقد بعضي وقتا ادم خوبي ميشم
چقدر بعضي وقتا ادم وحشتناك و پليدي ميشم
چقد بعضي وقتا پست ميشم
چقد بعضي وقتا دروغگو و دورو ميشم
چقد بعضي وقتا ابلهانه صادق هستم و بعضي وقتا خنگ و مسخره
و اينكه چرا توي شعارها موندم و بارها خودمو بابت طبيعتم عذاب دادم و محاكمه كردم و به دار كشيدم و عذاب دادم
چرا ارمان ها و ايده ال هام اونايي كه تو مغزم فرو كردن و نميتونم خودمو ازشون راحت كنم و خودم باشم
چرا...؟
چرا...؟
چرا...؟
پي اس1:تازه يه كشف مهم كردم كه چقد مهندس رو عذاب دادم.چقد بد رفتار كردم.كاش ميشد ازش عذر ميخواستم
پي اس2:ما امروز هم سر كار نرفتيم و خانه استراحت نموديم تا بهتر شويم و بعد دانشگاه رفتيم و بعد مدتها يه اكيپ جمع شديم و شيطون بازي در اورديم
پي اس3:امروز روز مهندس بود.مباركم باشه
-عمرا اگه كسي جرات كنه به منه ترم اخري بگه، مهندس نيستم!