اقايون و خانوما من حرف واسه گفتن ندارم

كلا دوباره تو زندگي گم شدم امروز ميخواستم در مورد شيرين كارياي عرشيا بنويسم توي ذهنم جمله هاشو مرتب كردم ولي الان حوصلشو ندارم

حرفام از ذهنم ميره

كلا يه موضوع پيدا ميشه كه نزاره من بخوابم ديشب تا 4 صبح بيخوابي به سرم زده بود در مورد تلفنام فكر ميكردم

اگه پرداخت شده باشه كه كلي از مشكلاتم حل شده وگرچه هنوز بايد عزاي قبض اومدنو بگيرم.من همين جا قول ميدم خودمو كنترل كنم و كمتر با تل حرف بزنم ولي نت اومدنو نميتونم كم كنم

نميخوام دوباره نك و ناله كنم.ولي خب چشم زديد ديگه(كم حرف شدم!!!!!!!!!)