نمیدونم چی شده که این تصمیم رو گرفتم

یعنی یه حسی درونمان فوران کرد که این تصمیم را بگیریم و بسی امیدواریم که وقتی این تب خوابید این تصمیم ما از بین نرود

ما از امروز قصد تغییر داریم

یعنی میخواهیم کمی بیشتر ادم شویم و یک سری کارها را بر خودمان حرام کنیم

ما کمی میترسیم که یه موقع از دستمان در برود و دوباره این ذاتمان برگردد

بنابراین برای اینکه بعدا هی به ما نگویید :

دیدی نتونستی دیدی نتونستی

و ما کلی خجل و سر افکنده شویم پیش شما و صد البته پیش وجدان خویش

و هی بزنیم تو سر خودمان که

خاک تو سرت

خاک تو سرت

عرضه نداری رو حرف خودت بمونی

ولی خداییش از انجاییکه وقتی هر حرفی میزنیم کل زمین و اسمان و تقدیر و قضا و قدر دست به دست هم میدهند که پوزه مارا به خاک بمالند و ثابت کنند اینطور نیس

بنابراین ما لال میشویم و تصمیماتمان را اینجا بیان نمیکنیم

باشد که رستگار شویم

شما میتوانید از جمله"ما سعی میکنیم ادم شویم" پی ببرید که ما  میخاهیم چه تغییراتی در خودمان ایجاد کنیم

یعنی میتوانید فکر کنید قبلا چی ما به ادمها نمیخورد که حالا سعی میکنیم درستش کنیم

البته میدانیم همه شما میگویید ما خیلی از ادم هم بهتر بودیم و خدا مثل ما نیافریده بود و دوست دارید همینجور بمانیم

ولی الکی اصرار نکنید ما تصمیمان جدی است و در این زمینه راسخ هستیم

بنابراین

پیش به سوی اینده و ادمیت

ما ادم میشویم