اوضاع ما بدکی نیس

امتحانمان را به ضرب و زور تقلب و از رک و روده دراوردن و چرند گفتن بد ندادیم

مامان اینا هم که فعلا  مشهد خوش میگذرانن و ماهم عینهو چی...کار میکنیم و مث جنازه ساعت ۸ شب میخوایم تا ۵ صبح فردا

کلا زندگی نمیکنیم به قول یکی که ما گفت زندگی سگی مکنیم و ما به جای اینکه ناراحت بشویم و بزنیم دهن طرف رو سرویس کنیم به این فکر کردیم سگ بیچاره

چه ظلمهای که بهش نمیشه

طفلک قبل از ظهور اسلام چه ارج و قربی داشت و الان هرکی بخواد فحش بده و یا بدی چیزی رو توصیف کنه سگ رو مثال میزنه

البته این شامل خر هم میشه ها

و در ضمن در بانک همکارمان راه به راه به ما میگویند که ما به شدت و به شدت خر میباشیم

با این طرز برخورد و احساساتمان

خب

ما چی کار کنیم که وقتی تمام نق و نوقامو که زدیم دیگه یادمان نمیاید دعوا سر چی بوده و گل و بلبل میشویم؟

چی کار کنیم که دلمان طاقت نمیارد یکی ازما ناراحت شود گرچه این مستخدم زبون نفهم ما بشه

چی کار کنیم که واقعا واقعا دلمان نمیاید یه مورچه رو بکشیم و همکارای گرامی سابقه ی طولانی در حیوون ازاری در کودکی داشتن

و ما وقتی از اینکه چندین سال پیش یه بچه دیدیم  که بالهای سنجاقکو کند و طفلی سنجاقکه نمیتونست پروازکنه و زجر کش میشد و عذاب کشییم وناراحتیمان را از این بابت گفتیم

همکارم گفت کار مورد علاقه اش همین کار بوده

و اون یکی گفت خودکار داغ میکرده میزده سر مورچه و مورچه با جیلیز ویلیز میمردن!!!!

و ما وقتی بهشان گفتیم سنگدل

به ما گفتن تو خیلی خری

و البته یک چیز خیلی بد هم به ما گفتن که در شب عروسی فلان بلا تا فلان قدر باید سرت بیاد تا ادم شی

و هی هر روز مقدارشو یشتر میکنند

تا جاییکه با بیان اینکه من دلم نمیاد با کسی قهر باشم حتی مودب ترین همکارمون گفت تو برو اونور و به بیان این یکی همکارم یعنی برو گمشو

این الفاظی که میشنوید در بانک رد و بدل میشه نه در دبیرستان دخترانه!!!

کلا این ها دارن مارا اموزش میدهند که میخ اول را در زندگی مشترک محکم بکوبیم و پسره رو بدبخت کنیم و گربه رو دم حجله بکشیم

و ما بسی دلمان برای کسی که خدا بزنه پس سرش تا بیاید مارا بگیرد میسوزد

 

پی اس۱:این چند روزه ما هر بار میخواهیم چیز دیگری بگوییم ولی یک چیز دیگر میگوییم!!!!