فینگ فینگ
البته ما از دیروز احساس میکردیم نفسمان تنگ شده منتها فکر کردیم مشکل از جای دیگه است
(عمرا بتونید حدس بزنید که ما فکر میکردیم مشکل از کجاست!)
بعد امروز دیدیم گلویمان درد گرفته است و حالا دوساعت به دوساعت داریم ادالت کلد میخوریم
باشد زنده بمانیم
ما امروز خوش خوشانمان است
ما امروز مرخصی گرفتیم
و صد البته صبح به پدر دانشگاه فحش میدادیم که باید پاشیم برویم کله سحر دانشگاه
البته ما واسه امتحان دانشگاه مرخصی گرفته بودیم
البته برگه مرخصی رو نوشته بودیم ولی در روی میزمان بود و ماهم در صندوق مشغول چک کردن پولها بودیم
که رییسمان برگه مرخصیمان را برداشته و به ما نشان داد و گفت مال شماست؟
فردا امتحان داری؟ و خودش هم گفت موافقت میشود!!!!
ولی خداییش زور داره روز مرخصی هم ساعت ۶.۳۰ بیدار بشی
و ما راهی دانشگاه شدیم در حالیکه دیروز به جای درس خواندن خوابیده بودیم
و البته با تمام اینها ما امتحانمون رو بدک ندادیم
ما سال ۸۳ دوران کاردانیمون دوتا استاد ماه داشتیم که خیلی خاطرشان را میخاستیم و درسهایشان را خوب یاد میگرفتیم و امروز از همان معلومات استفاده نمودیم
ما اگر عاشق استادهایمان شویم دکترا قبول میشویم
ولی خداییش چه حالی میده ادم خونه باشه
هر روز خدا خسته می اومدم خونه و یادم می اومد که خاک بر سرم باید به فلانی زنگ بزنم وفلان موضوع رو چک کنم و صد البته هیچ کدام را انجام نمیدادیم
البته امروز هم هوز هیچکدامش را انجام ندادیم و لی دست کم جنازه نیستیم
و بالاخره انجام میدهیم
۱-ما نگران دوست سابقمان هستیم
ایشان همینجوری همیشه فینگ فینگشان به راه بود و ما حال میترسیم که توی این بازار انفولانزا بازم مریض شوند
۲-این مریضی من تقصیر این همکارامه. خداکنه خوب شم
۳-دیروز عینک جدید زده بودم و چون هوا خیلی سرد بود و بنده نیز خریدن سویی شرت رو هی پشت گوش میندازم و هر روز صبح میگم امروز میخرم و بعدازظهر میگم ولش فردا میخرم
مجبور شدیم ژاکتی که پارسال مامان برام بافته رو بپوشم
اقایون همکارا راه به راه ژاکتمون رو تبریک میگفتن و خیلی خوششون اومده بود ازش
از رییس گرفته تا کارمندا شعبه مادر
ولی هیچکدام متوجه تغییر عینکمان نشده اند!!!!
۴-ما چه خاکی بر سرمان بریزیم با درسهایمان
۵-ما نیازمند یاری سبزتان برای ترجمه مقاله انگلیسی هستیم
البته هنوز خودمان هم من مقاله رو ندیدیم
۶-ما یه مرگمان هست
گفته باشیم که بعد نگویید نگفتی