دلم خیلی گرفته

خیلی تنهام

خیلی خسته ام

خیلی داغونم

دلم یه گوش میاد ت براش حرف بزنم

دلم از این همه رفتار حقارت امیز پره

دلم....

با همه اینها هر روز صبح ناز خودمو میکشم و به امید خدا میگم و یه ماسک پر انرژی میزنم و راهی کار میشم

تا دوباره یه روز شلوغ رو بگذرونم

امروز که کلافه تر شدم.بعد بانک رفتم دانشگاه.واقعا داشتم بیهوش میشدم

اومدم خونه ۷ غروب بود و تازه وقت کردم ناهار بخورم!!!! و بعد نزدیک ۲ ساعت بیهوش شدم

احساس بی پناهی میکنم

دلم از همه گرفته

بغضم گرفته

خدایا تو که تنهام نمیزاری میزاری؟؟؟؟