فشارت شديد افت كرده و از سرما ميلرزي . در عين حال تنت گر ميگيره.دستها و پاهات قالب يخن و تنت خيس عرق

دراز ميكشي رو تخت و رو تختي رو ميكشي روت و شكلات مترويي كه ريحانه ديروز برات خريده رو اروم اروم ميخوري

تو گوشت هندزفري گذاشتي و اهنگ هاي مزخرف گوشيتو گوش ميدي و فكر ميكني همه اهنگ ها رو پاك كني ودوباره انتخاب كني

ولي ميبيني اهنگ جديدي خوشت نمياد و تازه چه فرقي ميكنه تو كه اصلا گوش نميدي چي ميخونن فقط همين كه يه صدايي از خودشون توليد ميكنن برات كافيه

شكلاتتو مزه مزه ميكني و به يه نقطه از كمد ديواري صورتي رنگت زل ميزني و ميزاري  هر چيز مزخرفي بياد و بره

حتي پلك نميزني

فقط نفسهات ميان و ميرن و به محض اينكه حواست متوجه نفس كشيدنت ميشه،دچار اختلال ميشن و احساس خفگي ميكني

شكلات تموم شده و اهنگ پخش ميشه برات.تكون نميخوري و پلك نميزني

بزرگترين چيزي كه تو ذهنته نبودنته

درسته كه دليلي براي رفتن نداري ولي دليلي هم براي موندن نيس

و فكر ميكني براي كيا عزيزي و بود و نبودنت براشون فرق ميكنه

يه جمله يادت مياد كه تو فيلم شنيدي:

چگونه ميتوان مرد در حاليكه كسي زنده بودن شما را نميداند...

بيرون بارون مياد و تو توي ذهنت چيزايي كه دلت ميخاد بياي اينجا بنويسي رديف ميكني

حالاتتو توصيف ميكني

ولي زورت مياد پاشي و بياي بنويسي

كم كم حركت انرژي رو ،تو تنت احساس ميكني

يه گرمايي مطبوعي شروع به پخش تو اندامت ميكنن

احساس ميكني جريان خونته

و بعد ياد توصيف صادق هدايت از تاثير ترياك تو داستان زنده به گورش مي افتي

دستات ديگه يخ نيست فقط سردن ولي پاهات هنوز مثل دو قالب يخ منجمد شدند

ياد ياكريمي ميافتي كه اول راهرويي كه به حياط پشتي منتهي ميشه رو كاكتوس ماري كه اونقدر بلند شده كه دور ميله گاز پيچيده ،لونه گذاشته

يادت مياد تو عيد كه هي صداي موسي كوتقي* ميپيچيد تو اتاقت و همش هي يادت ميافتاد كه ميگن اين پرنده نحسه سرتو از پنجره بيرون مي اوردي تا ببيني كجاست و نميديديش

و در عوض چشت به كوه سرسبزي ميافتاد كه منبع زيبايي و ارامش بود و تا اينكه بالاخره ديديش

و پريدي تو حياط تا مطمئن شي كه  درست ديدي و وقتي مطمئن ميشي 5 پله رو سريع بالا مياي و ميپري تو اشپزخونه و به مامانت ميگي و ميكشونيش پايين تا  ببينه و دلت به شور ميافته

حساب ميكني تا يه هفته ديگه كه بابا از مكه برميگرده  جوجه هاش از تخم در اومدن؟

تو دلت هول برت ميداره،ميدوني كه بابا از حيونات به خصوص از اين پرنده و گربه بدش مياد

ياد بلايي كه سر گربه ها پارسال و پيرارسال اورد ميافتي

يه سال لونه شونو خراب كرد و بچه گربه هاي تازه به دنيا اومده تا فردا صبح دوتاشون مردن و تو يه هفته هر 5تاش مردن

و دوباره همون گربه سال بعد اومد و اينبار تونست بچه هاشو بزرگ كنه و تو همش تعجب ميكردي چرا هي مياد تو خونه پشتي شما تو سختترين جاهاي ممكن لونه درس ميكنه و بابا اينبار تمام سوراخها رو ميگيره تا ديگه اينورا پيداش نشه ولي گربه عشق بازي و ناز و عشوه كردناشو جلوي پنجره اتاق مامان بابا و اتاق تو ميكنه و تو تو دلت دعا ميكني اينورا لونه درس نكنه تا دلت بسوزه بعد براش

تو دلت خدا خدا ميكني كه بابا لونه ياكريمو پيدا نكنه و به دو تا ياكريم خيره ميشي

ماده هه با گردن افراشته و مغرور رو تخمها نشسته و جفتش حمايتگر و مراقب كنارش رو لوله گاز نشسته

و اون وقت دوباره يادت مياد ديروز يه نصفه تخم شكسته پيدا ميكني با ذوق ميپري بالا و ميري تو اشپزخونه و ميگي مامان اين يعني به دنيا اومدن ديگه؟ با اينكه مامانت بي دليل باهات قهره و به يه اره ساده بسنده ميكنه و تو با ذوق اون نصفه تخم كه خيلي منعطفه و توش هنوز يه ذره رگ جوجه اي كه توش بوده هست و ميزاري رو طاقچه و ميدويي تا كلاست دير نشه

و بعد از ظهر ريحانه اونو ميبينه و ميگه اه اين چيه چندشم شد و مجبور ميشي بندازيش تو سطل اشغال

و باز فكر ميكني جوجه تا كي اماده پرواز ميشه نكنه بابا ببينه و لونه رو خراب كنه

همين طور كه به اينا فكر ميكني  كاغذ شكلاتو پاره ميكني

جنسش باحاله با يه حالت خاص پاره ميشه

همه رو اروم اروم تيكه تيكه ميكني

يادت مياد  از صبح دوستت جواب smsهاتو نداده ولي احتمالا جوابا نميرسيده

و يه ور بدبين ذهنت شروع ميكنه به ايراد گرفتن

ميدوني اگه به حرفش گوش كني دوباره بهانه گير ميشي و به اون طفلي گير ميدي

سريع صداشو كم ميكني و به خودت ميگي بهانه گيري كافيه و اون منو دوس داره و دليلي نداره كه نداشته باشه و من هم دوست خوبي براش هستم و بهش مطمئنم

گوشيتو برميداري بهشsms ميدي كه مراقب خودش باشه و دوباره زل ميزني به كمد ديواري

خودتو محاكمه ميكني

و به خودت جايزه ميدي

خودتو تنبيه ميكني

تصميمات مهم ميگيري

سعي ميكني اينده رو بدون كار بانك تصور كني

حساب كتاب مالي ميكني

به رفتارت فكر ميكني

به هفته اينده و عروسي كه دعوتي

پاهات هنوز سردن

به چيزايي كه دوس داشتي بخوري

براي خودت گزينه ميزاري

اب پرتقال و ميوه

جوابت نه است

شيريني خامه اي

الان ميل نداري

البالو خشكه

نه

شكلات

نه

چيپس

نه

نه

نه

هيچي نميخاي

هيچ ارزويي نداري

به هيچكي فكر نميكني

دوس نداري در اين حالت با كسي بحرفي

اهنگه هنوز داره ميخونه

برنامه هفته اينده و كلاسهاي جبرانيتو چك ميكني

يادت مياد فردا كلاس كارگاه داري وكه همش فكر ميكردي هفته اينده است

بايد پيچ و مهره بسازي

52 ميلي متر با كوليس اندازه ميگيري و با اره، ميله گرد رو ميبري و بعد سوهان ميكشي تا در اخر 50 ميلي متر بشه

از معلمش خوشت نمياد

شبيه قزويني اولي  و به همون اندازه مذهبي نما

تنت گر ميگره از تب

عطسه ميكني

نه

نبايد سرما بخوري

حوصله فينگ فينگ كردن و كسل شدن رو نداري

جزوه آمارت رو ميزه و 1/3 خوندي

دستات هنوز ميلرزن

هيچ انگيزه اي نداري پاشي

يهو....

...

...

...

يه انگيزه قوي پيدا ميشه

يادت ميافته پست قبلي رو نظراتشو تاييدي نكردي و مكنه دوباره سروش فحش بنويسه

مث فنر ميپري و مياي تاييدي كني!!!!



*: تو مشهد به ياكريم ميگن موسي كو تقي،به صدايي كه اين پرنده از خودش در مياره توجه كنيد اينگار داره اين جمله رو هي تكرار ميكنه!!!

پي اس 1:عمو بهرام ديدي سروش زياد هم بي فايده نبود

محض اطلاع ساير دوستان،سروش يكيه كه فكر كنم از وبلاگ عمو بهرام تشريف اوردن و مدام فحش مينويسه و به همين خاطر نظراتمو تاييدي كرده بودم

البته من نه ايشون رو ميشناسم و نه ميدونم چه مرگشه .فقط همينطور كه گفتم ايشون از اون جمله تهراني نبودن بنده تو معرفي وبلاگم بدش اومده و لطف ميكنن چرند ميگن

انگار تازگي ها مد شده مني كه اين وسط بي تقصيرم رو مورد عنايت قرار بدن

والا

اينجا هم يكي با يكي ديگه دعواش شده و كاملا ن كاملا بنده بي تقصير بودم ولي بنده هم تحريم شدم و به جرم كارهاي خيلي گذشته و اينكه هر چي به من گفته ميشه ميگم خودم ميدونم و حرف گوش نميدم بنده رو محكوم كردند

كاملا بي ربط تشريف داره موضوع دعوا و به جرم بنده

اخرش هم ميدونم اون دو طرف دعوا باهم گل و بلبل ميشن و بنده اين وسط خراب ميشم

حكايت "گنه كرد در بلخ اهنگري   به شوشتر زدند سر مسگري " شده

پي اس2:كماكان پاهام منجمد هستند

پي اس3:تلافي چند روز،2تا پست در يك روز