لمس
ديشب خونه نبودم
مامان باباي ريحان خونه نبودن و من رفتم و بديش اين بود كه دوستاي خواهرشم دعوت بودن
واي كه اصلا حوصله نداشتم
نميدونم چرا توي جمع احساس غريبگي ميكردم
حرفي براي گفتن نداشتم بجز يه لبخند ماستي كه رو لبام خشك شده بود
شب راحتي نبود
بد خوابيدنم بماند ولي راحت نبودم
با اينكه ريحان همه تلاششو كرد بهم خوش بگزره ولي قاطي بودم
گرچه الان قدر ارامش اتاقم رو بيشتر ميدونم
يه مدت رو تخت دراز كشيدم و صداي بارونو گوش دادم
بعضي وقتا پر از حرفم و بعضي وقتا غرق سكوت
درك كردنم بعضي اوقات واقعا سخته
راستي يه چيزي
پريروز كه رفته بودم دندون پزشكي،منو فرستاد يه عكس جديد از دندونام بگيرم و تا دقيقا بدونه دندونم در چه وضعيه
نميدونم تا حالا از دندوناتون عكس گرفتيد يا نه
ماشالا اين دندونا باعث شدن ما فرت و فرت عكس بگيريم از دندونامون
يه دستگاهيه كه بايد سرپا باشي و دستگيرشو بگيره و يه ميله در قسمت جلو هست كه بايد گازش بگيري!
چند بار پيش مطب دكتر ديگري ميرفتم واسه عكسبرداري ولي اينبار يه جا جديد رفتم
مسئول دستگاه يه مرد حدود 35 تا 40 ساله بود
گوشواره هام و حتي گيره سرمو در اوردم(چون فلز نبايد همرات باشه!)
مرده فوق العاده حساس بود
قوز نكن
سرتو صاف نگاه دار
با دستش سرمو تنظيم كرد
به قول سنت اگزوپري،وقتي يكي خيلي بهت نزديك ميشه ناخوداگاه لبخند ميزني
لبخند زدم
عكس العملي نشون نداد
چشامو بستم
صورتش يه وجبي صورتم بود
يهو دست گذاشت رو لبام
براي اينكه ميله رو چك كنه
ناخود اگاه سرمو عقب كشيدم
چشامو باز كردم و نگاش كردم
قصد بدي از صورتش معلوم نميشد
تمام تنظيماش بهم خورده بود
دوباره
سرمو تنظيم كرد و لبامو چك
چندين بار اين مراحل رو تكرار كرد
يا من خنگ بودم نميتونستم اونطور ميخاد وايسم يا اون خيلي حساس بود يا…
ولي مريض بعدي كه پسر بود كارش خيلي زودتر تموم شد!!!
چشامو بستم و اجازه دادم سرمو اونطور ميخاد تنظيم كنه
اون لحظه داشتم به اين فكر ميكردم
خب،اين يه مرده كه دستش رو سرم و رو لبامه
اسلام ميگه اين حرومه
خب چه لذتي هست توي اين لمس؟؟؟
براي من كه مطمئنا هيچي و به اون هم نميخورد كه اشغال باشه
يا تو تاكسي
ميشيني يه مرد ميشينه كنارت
در حد نرمال خودتو كنار ميكشي
ولي مطمئنا تو پيچ ها باهم اصطكاك پيدا ميكنيد
دليل نداره كه كيف وسط بزاري(خداروشكر تو شهر من اين امر متداول نيست!)
اين برخورد لذت بخش نيست
چون فرقي نميكنه بغل دستيت مرد باشه يا زن،حس اصطكاك بين دو انسان يك حس هست،فارغ از جنسيتش
حس لذت بخش زماني به وجود مياد كه با شخصي باشي كه دوسش داشته باشي و در جاي مناسب و زمان مناسب و حالت مناسب و پوزيشن مناسب و…
حالا ميري سوار تاكسي ميشي،طرف كرم داره
خودشو بهت ميچسبونه،به بهانه پول برداشتن از جيبش ويا هزار كوفت ديگه
خودتو كنار ميكشي
بارها در چنين موقعيتي گير كردم و هر بار نتونستم اعتراض كنم
انگار زبون به اعتراض گشودن در چنين موقعيتي توهين به خودمه
و اينكه جار بزن اهاي من دخترم
ميتونيد حتي با لمس بدنم بدون خواست من لذت ببريد همين كاري كه اين اشغال ميكنه
در اين موقعيت ناراحت كننده تا جاي امكان خودمو كنار ميكشم و طرفو چپ چپ نگاه ميكنم و ديگه در بدترين حالت ممكن پياده ميشم
انگار زن بودن و ضعيف بودن با تمام اركان وجودمون مخلوط شده
پي اس1:تو كتاب اسيب شناسي رواني چنين رفتاري رو نوعي بيماري رواني دونستن
طفلي زنها كه قرباني ميشن
مثل اشغالهايي كه تو جاهي شلوغ خودشو به ادم ميمالن و تنها رفتار ممكن ترك كردن اون موقعيت از طرف قرباني هست
پي اس2:نميدونم چرا اينا رو نوشتم
پي اس3:اين مرض فقط شامل مردا نميشه
بعضي دخترا هم خودشونو به پسرا ميمالن،نميدونم براي كسب لذت يا شايد براي اينكه پسر اتيشي شه و دنبالشون بره