ايران
هميشه فكر ميكنم كه اگه اميركبير رو نميكشتند الان وضعيت ايران چطور بود؟دقيقا نميدونم با چه دوره اي همزمان بود ولي تقريبا حدس ميزنم حدود انقلاب صنعتي اروپا بود(فتحعليشاه همزمان با ناپلئون و پدربزرگ ناصرالدين شاه بود البته فكر ميكنم يا شايدم جدش بود چون پسرش عباس ميرزا بود و پسر اون دقيق يادم نيس ولي فكر كنم محمد شاه بود.اطلاعاتم بيد خورده است چندين سال از ياد گيريش ميگذره به بزرگي خودتون ببخشيد. درضمن كسي از يه مهندس توقع نداره تاريخ حفظ باشه!)
ميگفتم
اگه اونزمان ميزاشتن اميركبير اصلاحاتشو انجام بده حالا فاصله ما با اروپا خيلي كم بود و شايد متمدن تر بوديم و پيشرفته تر
هميشه بعد نيازهاي مادي نيازهاي مالي وجود داره،واسه همينه كه تو اروپا انسانيت و حقوق افراد اهميت بيشتري داره. ولي اينجا واسه چيزاي بي ارزش به جون هم ميافتن و دين و ايمانشونو ميفروشن البته براي همه مصداق نداره
ولي فكر ميكنم ما توي همه چيز ناتماميم .وقتي هنوز نيازهاي انسانيمون تامين نشده باشه شايدم حق داشته باشيم كه دغدغه ايمان،شرافت و انسانيت رو نداشته باشيم.كافيه يه دعوا بشه تا 2 تا شخص به ظاهر متشخص چنان با فحشهاي ان چناني از خجالت هم در بيان كه ادم شاخ در بياره،گرچه تو دعوا حلوا پخش نميكنن ولي از كوزه همان برون ترآود كه در اوست(البته اروپا بهشت نيستا!!!)
واقعا جهان سومي هستيم و عقب مونده.مثلا انقلاب كردن كه از غرب زدگي نجاتمون بدن ولي بعد ديدن بهترين راه براي حكومت كردن غرب زده كردن مردمه!آدم دلش ميسوزه چه جوونهايي با چه روياها و آرمانهايي ،دست به چه كارايي زدن و انقلاب كردن و بعد جنگ رفتن و حالا توي دانشگاهها؛لااقل توي دانشگاه ما ،همه چيز توي قيافه و جنسيت و مد و هزار مسئله بي اهميت ديگه خلاصه شده،درسارو طوطي وار حفظ ميكنيم و يك ساعت بعد امتحان همشو فراموش ميكنيم و بعد از فارغ التحصيل شدن هيچ چيزي بلد نيستيم حتي يه آداب معاشرت ساده و بعد تازه اول راهه…تازه دليل اين كارو هم نميدونيم
بارها به بابام گفتم پول اين همه سالهاي درس خوندنمو به خودم ميدادي تا يه شركت بزنم هم سودش بيشتر بود و هم خيلي ممنون تر بودم ولي باباي من حاضره پول توي جيب جاسبي بريزه ولي دست من نده!
حالا مشكل از من بوده،از جامعه بوده،از جاسبي بوده يا از بابام بوده ،خدا عالمه!!!!!