تو خوابم ميدونستم كه منو نميخاي انگار تو خواب داشتم خودمو نگاه ميكردم كه جاهايي ميموندم كه تو ديدم باشي مث هميشه توجه اي بهم نداشتي نگام سُر ميخوره روي انگشتاي كشيده ات نفس راحت ميكشم هنوز حلقه توش نيس داري كباب درست ميكني براي اولين بار بدور از پنهان كاري و ترس از لو رفتن ،وايسادم يه گوشه و زل زدم بهت تو خواب دلم واسه خودم ميسوخت و ميدونستم واقعي نيس ولي چشم برنميداشتم و ميخاستم تمام لحظه ها رو ضبط كنم ميخاي يكم استراحت كني زل زدم به چشات نگات بالا رو نگاه ميكنه كم كم نگات مياد پايين تر و من مشتاق دارم نگات ميكنم يه لحظه نگام ميكني و من فكر ميكنم چرا چشات اينقد قهوه ايه و من فراموش كردم اينگار تو خوابم از من كلافه اي.نگاتو از من ميدزدي و لبتو گاز ميگيري و من محو نگاهت شدم با دوستات داري شيطوني ميكنيد اتوبوسي كه باهاش اومديمو درشو باز ميكنيد و در ميريد و بيدار ميشم و فكر ميكنم كاش ادامه داشت تا عكس العمل راننده رو ميديدم دلم چقد تنگته
| Design By : Night Melody |

